تبليغاتX
پرنسس و دراکو
برای رداپوشان و ماگولهای دوستدار "هری پاتر"

سلام  اینا جوابهای من به سوالات آقای حیدری است که امیدوارم ایشون رو راضی کنه. به هر حال سوالات سخت بود ، موضوع پیچیده و سن من کم:

 

آیا عشق جنونه؟

عشق جنون نیست. باعث جنون می شه! دلیل اینکه عاشقها دیوانه میشن اینه که اونقدر ذهنشون به این مسئله مشغولیت پیدا می کنه که گاهی صدای هیچ کس رو نمی شنوند گاهی اونقدر به فکر فرو می رن و ساکتند که باعث می شه مغزشون خسته بشه و حوصله ی حرف زدن با هیچ کس رو نداشته باشند، یا احساس حسادت بیش از حد و اینکه ممکنه عشقتون رو بدزدند اونها رو دیوانه کنه!

اگر کسی عاشق فردی بشه ولی با کسی ازدواج کنه که نسبت بهش حس علاقه و قدردانی داره(نه عشق) اون ازدواج منجر به اختلاف، بهانه گیری و حتی طلاق میشه.

گاهی برخی چیزها مثل برق چشم ها و نوع نگاه که شخص رو جذب می کنه و به اصطلاح عاشق می کنه باعث میشه اون برق، چشم طرف رو کور کنه ولی بازهم به جای اینکه سعی کنه ازش دوری کنه بیشتر و بیشتر به سمتش کشیده می شه!

اگه دلت میخواد به هر قیمتی که شده معشوقت رو ببینی و باهاش صحبت کنی ، این یعنی تو دیوانه وار عاشقشی . اگه بگی: "اگه بهش نرسم خودم رو می کشم" این یعنی تو دیوانه وار عاشقشی و تحمل بدون او بودن رو نداری این به نظر عام دیوانگی است ولی از نظر عشاق که درد دوری رو چشیدند ، زیاد عجیب و غیرمنطقی نیست!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا برای ازدواج عشق کافی است؟

من میگم نه کافی نیست ولی غیرضروری هم نیست یا حتی میشه گفت خیلی واجب تر از چیزای دیگه است!

بدون عشق هیچ وقت تفاهم معنایی نداره، هیچوقت وفاداری وجود نداره و زندگی مشترکی در حقیقت وجود نخواهد داشت البته شاید فقط به ظاهر!!!

دیشب شما یه چیزی گفتید:" حتی اگه بیاد اینجا باهاش ازدواج نمی کنم"

ولی گفتید: "دوست دارم همش نگاهش کنم و ..."

این یعنی دلتون می گه آره عقلتون می گه نه!

تاریخ ثابت کرده که دل دروغ میگه و عقل راست ولی در حقیقت این دله که حرف آخر رو می زنه و این عقله که تسلیم دل میشه.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا دوست داشتن با عشق متفاوته؟

قطعا!

 دوست داشتن حاصل رفتار تحسین برانگیز شخصی یا احترام و یا همصحبتی و هم نشینی در مدت زمان طولانی است . مثل علاقه ی ما نسبت به والدین ، خواهر، برادر، یا شخصی حتی از جنس مخالف که با او در ارتباط هستیم .

به نظر من عشق هم مثل خیلی چیزهای دیگه قابل کشفه! فقط زیادی گسترده و پیچیده است و مطمئن باشید برای هر سوالی جوابی وجود داره.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا دوست داشتن از عشق برتره؟

دراکثر موارد عشق یه احساس شاید نشه گفت زودگذر ولی به هرحال گذراست! از یکی از دوستانم که در این باره می پرسیدم می گفت: من وقتی عاشق بودم ، نسبت به هیچ پسری احساسی نداشتم حتی نگاهشون هم نمی کردم ( یه چیزی تو مایه های احساس گناه کردن) ! ودر اون زمان هیچ کس جز اون واسم اهمیت نداشت."

پرسیدم: "هیچ شخصی حتی بابات رو هم دوست نداشتی؟حتی همکلاسیت؟"

گفت: " نه ! به هیچ عنوان . ویا حداقل چون بهشون فکر نمی کردم هیچ حسی هم نسبت بهشون نداشتم! درواقع عشق جایی واسه دیگران توی قلب آدم نمی ذاره."

و من متوجه شدم همونطور که فکر و روح آدم رو تصرف میکنه قلب رو هم در تصرف خودش درمیاره!

خیلی وقت ها عشق در اثر زیبایی بوجود نمیاد: اگه دلت بگه اینو میخوام دیگه هیچ چیز جلودارش نیست و اگه اونقدر عاقل باشی که نگذاری دلت به دنبال هدفش بره ، عشق با عقل جدال می کنه و نتیجه ی این جنگ چیزی جز جنون نیست!

دوست داشتن از عشق برتره چون می تونه دائمی باشه ولی عشق نه!

وقتی یه نفر رو می بینی و حس می کنی که عاشقش شدی اگه دیگه نبینیش این عشق کم کم تمام فکر، روح و قلب تورو تصرف می کنه و بر تمام وجودت حاکم میشه و اگه دیگه نبینیش مجنون میشی! ولی اگر قبل از اینکه این عشق ذره ذره ی وجودت رو مطعلق به خودش کنه ، دوباره اون فرد رو ببینی ممکنه حس کنی که عاشقش نیستی ولی اگه کار از کار گذشته باشه ، برای بدست آوردن و مالک شدن اون فرد حاضری هر کاری انجام بدی و اگر نشد دست به خودکشی می زنی ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 18:42 توسط پرنسس |

سلام دوستداران گل هری جون اینا

یه مطلب در مورد آخر کتاب هری پاتر خوندم که حس کردم آخر کتاب لو رفته(خیلی جالبه حتما بخونید)...البته بدون اشکال نیست و من خودم تحلیلش کردم.

چرا هری میمیره

طبق گفته هایم تا کتاب هفتم به بازار نیاید و خود خانم رولینگ همه چیز را مشخص نکند هیچ چیز معلوم نیست و اینها احتمالاتی است که درصد صدق و درستی آنها با توجه به کوششم در کتاب ششم هری پاتر و مقالات و اینترنت بالا است!!

(هورکراکس hour cracs)  و رابطه آن با مرگ هری:

هورکراکس فرایندی است که طی آن جادوگرهای خبیث و سیاه برای دستیابی به عمر جاودان و غلبه بر دنیای جاوگری روح خود را تکه تکه می کنند این کار توسط آنها بپصرفا با قتل و کشتن زیاد صورت می گیرد...!

در واقع با سنگ دل کردن روح خود آن را تکه تکه و سپس در جاهای مختلف پنهان می کنند تا در مواقع مرگ خود و ضعیف شدن ، آن روح دوباره به بدن بازگردد و جادوگر دوباره زنده شود...!

تام ریدل(لرد ولدمورت) در دوران جوانی که در هاگوارتز درس می خواند روزی از پروفسور اسلاگهورن(معلم دفاع در برابر جادوی سیاه در آن دوران و معلم معجون سازی در سال ششم تحصیل هری پاتر) پرسید که هورکراکس چیست؟

اسلاگهورن با کمال تعجب که چرا یک دانش آموز ساده در مورد این پدیده ی شوم از او می پرسد، اشتباه کرد و تمام موارد آن را برای لرد سیاه شرح داد.

چندین سال بعد اسلاگهورن که معلم معجون شناسی هری است اعتراف کرد و هری خاطره اونو گرفت و به دامبلدور داد و هری دامبلدور بعد از متوجه شدن از خاطره دریافتند که اسلاگهورن چیز بدتری را هم به به لرد سیاه گفته: در آن دوران تام ریدل از اسلاگهورن پرسیده که می شود روح را به هفت تکه(هفت عدد معروف جادوگری) تقسیم کرد؟ و اسلاگهورن به او گفته مگر این که جادوگر بسیار خبیث باشد که آن همه قتل را انجام بدهد که بتواند روح را به هفت تکه تقسیم کند و زمینه برای دوران سیاه  فراهم آمد...

وبه این ترتیب دامبلدور و هری دریافتند که لرد سیاه روحش را به هفت تکه تقسیم کرده... بعد از فعالیت های دامبلدور و هری دریافتند که لرد سیاه روحش را به هفت تکه تقسیم کرده بعد از فعالیت های دامبلور و زحمتهای او هری و دامبلدور فهمیدند که لرد ولدمورت دوست دارد هورکراکس  های خود را در اشیای قدیمی و با ارزش نگهداری کند. دامبلور بعد از مدتی راز سوختن دستش را برای هری بازگو می کند که آن از بین بردن یکی از هورکراکس ها که در انگشتر پدربزرگ مادری لرد سیاه مارولو بوده است و به هری می گوید تو نیز بدون آن که بدانی یکی دیگر از هورکراکس ها رو از بین بردی که آن هم دفترچه ی خاطرات تام ریدل جوان در سال دوم تحصیلات بوده است.

یکی از آن هورکراکسها روح خود ولدمورت است که درون بدنش است پس به این ترتیب 4 هورکراکس می ماند. دامبلدور سه تای آنها را حدس زده و به هری گفته جام یا قوطی بار ارزش ریونکلاو و شمشیر گریفندور و مار خود لرد سیاه می تواند چیزهایی باشند که لرد سیاه آنها را به عنوان هورکراکس استفاده کرد.

اما هورکراکس هفتم هنوز معلوم نیست( درمیان آن 3 هورکراکس نام برده شده یکی از آنها (جام )به وسیله شخص ناشناسی که معلوم نیست نابود شده است).

-         حالا می خواهیم بدانیم چه رابطه ای بین مرگ هری و هورکراکس هفتم وجود دارد؟ روی انگشتر مارولو که خانوادگی بوده و دامبلدور هورکراکس لرد سیاه را در آن از بین برده علامت صاعقه مانندی که مانند آن روی پیشانی هم هست حک شده است که نشان دهنده ی قدرت جادوگران خبیث در خانواده آنهاست.

-         زمانی که لرد سیاه می خواست هری را در کودکی بکشد . به دلیل پیشگویی که گفته شده بود لرد سیاه به وسیله او نابود خواهد شد که آن پسری قدرتمند است. به دلیل طلسم و وفاداری لیلی پاتر(مادر هری) موفق نشد و نشان هورکراکس را (صاعقه مانند) روی پیشانی هری حک کرد که نشان دهنده ی آن است که هری در واقع هورکراکس هفتم است یعنی زمانی که لرد  سیاه موفق نشده، پدر و مادر اورا کشته است و با آن قتل تکه ی هفتم روح خود را درون هری جای داده است. در دوئل نهایی هری و لرد سیاه هری زمانی که به هورکراکس بودن خودش پی می برد سعی می کند که آن را از درونش بیرون بیاورد و جامعه جادوگری را نجات دهد. به همین دلیل لرد سیاه را می کشد و خودش می میرد ولی همانند ققنوس زنده می شود( به دلیل طلسم عشق که به گفته ی دامبلدور از هر جادوئی قدرتمند تر است).

واین عشق است که هری را زنده می کند...

حالا دلیلی بر هورکراکس بودن هری: هری می تواند با مارها صحبت کند همانطور که لرد سیاه می تواند، هری می تواند حوادث بد را پیش بینی کند و قدرت جادویی زیادی را کسب کرده است همان طور که این استعداد در دوران جوانی تام ریدل بوده است پس درمیابیم این روح هفتم لرد سیاه است که درون هری این کارها را انجام می دهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تحلیل پیش بینی :ولدمورت تکه ی هفتم روح خودش رو ناخواسته و ندانسته وارد بدن هری کرده پس اون روحش رو به هشت قسمت نه هفت قسمت تقسیم کرده...درنتیجه قطعا هنوز باید دنبال تکه ی آخر روح لرد سیاه باشیم و همینطورم منتظر کتاب آخر...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 21:6 توسط پرنسس |
Powered By blogfa - Designing By limo-torsh